نقش کامپیوتر در آموزش

°•○●°•○●°•○●°•○●°•○●°•○●°•○●°•○●°•○●°•○●°•○●°•○●°•○●°•○●°•○●

    به نام خدایی که داناتر است | ز عالم همه آگاه تر است

 

  كامپيوتر چيست؟

كامپيوتر ابزاري است كه بر روي آنچه به آن می‌‌دهيم (اصطلاحا به آن ورودي گفته می‌‌شود)عملياتي انجام می‌‌دهد(كه به آن پردازش می‌‌گويند)‌ و نتيجه‌ي مطلوب را  به دست می‌‌دهد(كه خروجي نامیده می‌‌شود).

کامپيوتر تفاوتي که با آدمی‌دارد اين است که خلاق نيست و کارها را بر اساس دستورالعملهايي که توسط انسان به وي داده شده انجام می‌دهد.

تعريفات:

داده(data):

به مجموعه اي از اطلاعات خام که پيش از پردازش و به عنوان ورودي در اختيار ما قرار دارد داده گفته می‌شود. مثلا نمره هاي موجود در کارنامه يک دانش آموز داده ناميده می‌شوند.

اطلاعات(information):

پس از هر پردازش خاص روي داده ها، داده ها به اطلاعات تبديل می‌شوند. مثلا معدل و رتبه يک دانش آموز اطلاعات هستند.

پردازش (process):

به مجموعه عملياتي که بر روي داده ها صورت می‌گيرد پردازش می‌گويند.

مثل مرتب سازي داده ها و جستجو در بين آنها و يا محاسبات انجام گرفته بر روي آنها

انواع پردازش بر روي داده ها هستند.

كاربردهاي كامپيوتر:

الف:كاربرد كامپيوتر در آموزش:

كامپيوترها به علت انعطاف پذيري زياد،در بالا بردن میزان هوش و توانييهاي كاري بسيار مؤثرند و استفاده از آنها بسيار ساده شده است.به اين دليل در كشورهاي پيشرفته،آزمايشگاههاي كامپيوتر از سطح دبستان به بالا جود دارد و فراگيري كامپيوتر اجباري است. در اين روش هزينه ها کم شده و در هر جا و هر زمان می‌توان به مطالب درسي دسترسي داشت. آموزشهاي مجازي و راه دور و الکترونيکي نيز وجود دارد كه در اين روش هزينه چاپ کتاب از بين رفته و دهها کتاب را می‌توان بر روي يک cd جا داد.

ب:كاربرد كامپيوتر درهنر و سينما و تلويزيون:

امروزه هنرمندان با استفاده از گرافيک كامپيوتري آثار با پيچيدگي حيرت‌انگيز را فوق‌العاده سريع‌تر از گذشته خلق می‌‌كنند.براي نمونه،در  نقاشي متحرك(كارتون). در نمونه‌هاي ديگر،تبديل از يك چهره به چهره‌ي ديگر نيز توسط كامپيوتر امكان‌پذير است.همچنين امروزه فيلمهاي علمی‌‌ـ‌تخيلي زيادي توليد می‌‌شود كه صحنه‌هاي زيادي از آن غير واقعي است و توسط كامپيوتر ساخته می‌‌شود و داراي جلوه هاي ويژه می‌باشد. رنگي كردن فيلمهاي سياه و سفيد قديمی‌نيز توسط كامپيوتر امكان پذير است.به علاوه،با استفاده از كامپيوتر می‌‌توان به نواختن موسيقي مانندپيانو يا گيتار پرداخت و حتي آموزش نيز ديد.

ج: کاربرد در صنعت:

در طراحي و توليد محصولات صنعتي امروزه عمدتا توسط کامپيوتر انجام می‌شود.

طراحي اوليه قطعات را CAD و توليد بوسيله کامپيوتر را CAM می‌نامند.

در صورت استفاده از کامپيوتر کمیت و کيفيت بالا رفته و هزينه ها و زمان توليد به طور چشمگيري کاهش می‌يابد.

د:كاربرد كامپيوتر در امور علمی‌و تحقيقاتي:

انجام اين امور معمولا نياز به محاسبات پيچيده و دقيق و زمانبر دارند که فقط توسط كامپيوتر انجام پذير است. امروزه در كليه‌ي امور مهندسي كاربرد فراوان و جدي پيدا كرده است و مهندسي بدون شناخت كامپيوتر قادر به انجام امور مربوط به حرفه‌ي خود نخواهند بود.به عنوان مثال،محققين رشته هاي مهندس، معماري، کشاورزي، پزشکي، زمی‌ن شناسي، فضا نوردي، و ... بيشتر کارهاي خود را توسط کامپيوتر و اينترنت انجام می‌دهند. کارهاي مدلسازي و تحقيقات آزمايشگاهي با اندک هزينه اي توسط کامپيوتر انجام می‌شود.

از کاربردهاي ديگر کامپيوتر می‌توان به کاربرد کامپيوتر در تجارت، در پزشكي، در وسايل ارتباط جمعي، و... نام برد.

ساير كاربردها:

از جمله كاربردهاي بي‌شمار ديگر كامپيوتر‌ها می‌‌توان به استفاده از آن در كارخانجات خودرو سازي براي توليد خودروها،صنايع الكترونيك،صنايع فضايي،كسب اطلاعات وضعيت هوا،در امور حمل، ... ،و تفنن و سر‌گرمی‌اشاره كرد.

آموزش رایانه و اینترنت  به کودکان  پیش دبستانی:

 

آموزش کودکان به خصوص کودکان کم سن و سال از ظرافت و اهميت بالايي برخوردار است . ذهن کودکان ذهن  بسي پویا و خلاقي است و قابليت ياد گيري بي نظيري دارد. اگر شما بتوانيد علاقه کودک را نسبت به يک موضوع جلب نماييد بزرگترين قدم را در آموزش کودکان برداشته ايد.
 سپس بايد ابزارهاي کودکانه اي جهت ادامه يادگيري در اختيار کودک قرار دهيد . قدرت يادگيري ذهن کودکان آنقدر بالا است که شايد يک شخص بالغ و تحصيلکرده نيز چنين قدرت پيگيري ذهني اي نداشته باشد .
    نکته مهم ديگري در مورد آمـوزش به کودکان وجود دارد که در روانشـناسي کودک از اهـميت بسـزايي برخوردار است . کودکان در حال آماده شدن براي زندگي پيچيده اي در آينده هستند و دنياي پيچيده و غير قابل درک ما در نظر کودکان بسيار ساده تر و معقول تر مي نمايد . هر گونه مهارتي که در کودکي کسب شود در آينده جزء بزرگترين مهارت هاي شخصي فرد مي شود ، در ضمن شبکه هاي یادگيرنده (نورون ها ) در کودکي با بار کمتري آمادگي يادگيري بيشتري دارند .
    با توجه به مطالبي که گفته شد مي توان نتيجه گرفت که فرايند آموزش به کودکان بايد با فرايند آموزش بزرگسالان متفاوت باشد و طراحي اين فرايند وقت ويژه اي مي طلبد. در ايران چند سالي است که فعاليت هايي در اين خصوص انجام گرفته است . از جمله از سال 1379 يک گروه نرم افزاري اقدام به اولين تحقيق گسترده در زمينه آموزش علوم رايانه به کودکان نمود و با طراحي نرم افزارهايي مخصوص فعاليت خود را گسترش داد .                  

مک بک با هدف آموزش مهارت هاي استفاده از رايانه در قالب 10 بازي مختلف و مرتبط طراحي شده است که در اولين قدم کار با ماوس يعني حرکت دادن ، کليک کردن و کارهاي پيچيده تر مثل Drop  Drag را به کودکان در قالب يک بازي که در محيط يک باغ با حضور شخصيت هايي از جانوران موجود در يک باغ سبز آموزش     مي دهد .
عمده کودکاني که از چنين نرم افزاري استفاده مي کنند طي مدت کوتاهي مهارت هاي کار با برخي از اجزا» مهم رايانه را به خوبي يک فرد با تجربه مي آموزند. اين نرم افزار براي سنين 3 تا 9 سال طراحي شده که بازدهي آن در بسياري از مهدهاي تهران آزموده شده است .

 

آموزش الکترونيکی چيست ؟                                           

آموزش الکترونيکی امکان فراگيری مستقل از زمان و مکان را برای دانـش پژوهان فراهم می آورد. جايگاه کامپيوتر در آموزش های الکترونيکی بسيار حائز اهميت است . با پيکربندی مناسب کامپيوتر ( سخت افزار، نرم افزار و شبکه ) امکان استفاده از آموزش های الکترونيکی برای علاقه مندان فراهم می گردد. عملکرد کامپيوتر در آموزش های الکترونيکی نظير عملکرد موبايل در ارتباطات است . با استفاده و پيکربندی مناسب موبايل امکان برقراری ارتباط مستقل از زمان و مکان خاص برای افراد بوجود می آيد.
CD-ROM  آموزش الکترونيکی می تواند مبتنی  بر ، شبکه ، اينترانت و يا اينترنت باشد. آموزش الکترونيکی برای ارائه محتوی از عناصر اطلاعاتی با فرمت های متفاوت نظير: متن ، ويدئو ، صدا، انيميشن ، گرافيک و محيط های مجازی و يا شبيه سازی شده استفاده می نمايد. تجارب بدست آمده از آموزش های الکترونيکی بمراتب گسترده تر از تجارب آموزشی بدست آمده در يک کلاس درس سنتی است . آهنگ فراگيری در سيستم های آموزشی الکترونيکی از يک روند مشخص و سيستماتيک تبعيت کرده و مخاطبان خود را با هر نوع سليقه و گرايش بسرعت جذب می نمايد. 
آمـوزش های الکـترونيکی رمز موفقيـت خود را در شـيوه ارائه ، نوع محتـويات و توزيع ( عرضه ) مناسـب  می دانند. در آموزش های الکترونيکی از اغلب مسائل موجود در آموزش های سنتی نظير : سخنرانی های يکطرفه ، تعامل و ارتباط ضعيف با فراگيران ، اجتناب می گردد. با استفاده از نرم افزارهای مربوط به سيستم های آموزش الکترونيکی می توان بسرعت محيط های آموزشی موثر و کارآ را با بهره گيری از عناصر متفاوت آموزشی ايجاد کرد.

 °•○●°•○●°•○●°•○●°•○●°•○●°•○●°•○●°•○●°•○●°•○●°•●°•○●°•○●°•○●°•○●

منابع:

روزنامه آفرینش – شماره 2530

روزنامه ایران – شماره 2912 

شبکه فن آوری اطلاعات ایران   

 باتشکراز استاد گرامی

آقای دکتر افشین موسوی  چلک 

نقش فناوری اطلاعات در تعلیم و تربیت

 

به نام خداوند دریای نور            خدایی که دارد به هر جا حضور

 

 

چکیده:

تعليم و تربيت، پیوسته يكي از دغدغه‌هاي والدين و نظام آموزشي كشور بوده و هست؛ واژه‌اي كه فرايندي پيچيده را در خود جاي داده و خانواده‌ها و نظام آموزشي مداوم در تلاش‌اند اين فرآيند را با توجه به امكانات و ضروريات آن عصر، بهتر و سريع‌تر به سرمنزل مقصود برسانند.
 

مقدمه:

عصر حاضر كه عصر IT يا همان فناوري اطلاعات و ارتباطات است، مي‌تواند كمك شاياني به اين امر بنمايد. امروزه استفاده فرزندان از رسانه‌ها و فناوري‌هاي اطلاعاتي و ارتباطي اجتناب‌ناپذير بوده كه آسيب‌ها و پيامدهاي آن در شماره‌هاي پيشين مورد بررسي قرار گرفت. در اين جا، قصد داريم که نقش اين فناوري را در خدمت تعليم و تربيت مورد بحث قرار دهیم و تأثیر آن را در بهبود كيفيت تعليم و تربيت و نيز چگونگي نقش خانواده، نظام‌هاي آموزشي و سازمان‌هاي فرهنگي را در اجراي آن بيان نماييم.

 

از لوازم پيشرفت در عصر فناوري، تربيت نيروي انساني است كه بر عهده نظام آموزش و پرورش يك كشور مي‌باشد. ايران اسلامي نيز به عنوان يك كشور در حال توسعه بايد ابتدا ذخيره قدرتمند و پيشرفته‌اي به نام نيروي انساني داشته باشد تا بتواند اين سير صعودي را طي كرده، به كشوري پيشرفته مبدّل گردد. اين امر ممكن نخواهد شد، مگر در پرتو نظام آموزشي پيشرفته كه گام به گام خود را با دانش نوین مجهز كند. در عصر كنوني ديگر نمي‌توان مدرسه و كلاس را به شكل سنتي كه در زمان گذشته اداره مي‌شد، هدايت نمود. امروزه دانش‌آموزان، معلمان، ‌امكانات، فضاهاي ‌آموزشي و سایر تجهیزات آموزشی تغيير نموده‌اند و به موازات آن‌ها نوع آموزش‌ها نيز بايد تغيير يابد و به فناوري روز مجهز شود. ديگر معلم در كلاس نقش انتقال دهنده اطلاعات را ندارد؛ بلكه بايد به سويي پيش برود كه معلم فقط هدايت‌گر و راهنماي مسير آموزش محسوب شود. تعليم و تربيت سنتي، بر حافظه تأكيد دارد؛ در حالي كه تعليم و تربيت در عصر فناوري اطلاعات و ارتباطات، از دانش‌آموزان انتظار دارد چه بايد بدانند و در كجا دنبال آن باشند و چگونه اطلاعات را ذخيره نمايند.
«متوني كه در مدارس سنتي استفاده مي‌شود، شامل اطلاعات گردآوري شده و سازمان يافته‌اي است كه تنها دانش‌آموزان را براي كسب موفقيت در امتحانات پايان سال ياري مي‌كنند؛ حال آن كه زندگي واقعي بسيار پيچيده و مستلزم ايفاي نقش‌هاي زياد و گاه متفاوت توسط افراد است. پس بايد روش‌هاي نو و كارآمدي را براي آموزش يافت.» هار گريوز معتقد است كه رويه‌هاي سنتي انتقال دانش از طريق متن، ورقه و تمرين و مانند آن، ديگر توجه جوانان را كه در جهان اشباع‌شده از رسانه‌ها به سر مي‌برند، به خود معطوف نمي‌كند. (1) ضمن اين‌كه «ورود فناوري به مدارس، آموزش و يادگيري بيش‌تر و بهتر را نتيجه مي‌دهد.» (برونر، 1997‌م، ص 112) اغلب محققان معتقدند اين تحول منجر به تغيير يادگيري معلم‌‌مدار به رويكرد دانش‌آموزمدار مي‌شود. استولمن معتقد است كاربرد رايانه وضعيتي را ايجاد مي‌كند كه تأكيد بيش‌تري بر يادگيري دانش‌آموز مي‌شود؛ مثلاً استفادة بيش‌تر از آموزش در گروه كوچك دانش‌آموزان و تغيير نقش معلم از ناشر اطلاعات به آسان كننده فرايند كسب اطلاعات، از نتايج ورود فناوري‌هاي جديد در آموزش و پرورش است. (2) همچنين مطالعات نشان می‌دهد مؤثرترین کاربرد فناوری اطلاعاتIT آن است که معلم و برنامه‌های نرم‌افزاری‌، فهم و فکر دانش‌آموز را به چالش می‌کشاند و این کار از طریق شرکت تمامی دانش‌آموزان در بحث کلاس با استفاده از وایت‌برد تعامل و یا کار دانش‌آموزان با رایانه به صورت فردی و گروه‌های دو نفره صورت می‌گیرد. (3) آمار بيانگر اين مطلب است كه 60 % از وقت فراگیران در مدارس ابتدایی و 90 % در دوره‌هاي بالاتر و دانشگاه‌ها، صرف گوش دادن می‌شود. شاگردان فقط قسمت ناچیزي از آنچه را که شنیده‌اند (حدود 3/1 تا 5/1 درصد)، به خاطر می‌سپارند‌. افراد بالغ به طور متوسط قادر به حفظ کردن50 % مطالب در ذهن خود هستند و حدود دو ماه بعد، این میزان به نصف نیز كاهش خواهد یافت.
نتیجه این‌که با وجود صرف وقت زیاد در کاربرد حس شنوایی، این حس، تأثیر ناچیزي در یادگیري انسان دارد. بنابراین،
گوش کردن 20%‌، گوش کردن - دیدن 50%، گوش کردن - دیدن - صحبت کردن 70% و گوش کردن - دیدن -صحبت کردن - عمل کردن 100% از یادگیری را به خود اختصاص می‌دهند. (4) طبق اين آمار و اين‌كه فناوري اطلاعات يك فناوري تعاملي مي‌باشد و تقريباً تمام حواس پنجگانه يك فرد را درگير مي‌سازد، نقش بسيار مهمي را در امر تعليم و تربيت و نيز انتقال دانش ايفا مي‌نمايد. فناوري اطلاعات و ارتباطات به دليل قدرت تحول‌پذيري و توانايي برقراري ارتباط پويا كه مي‌تواند با دانش‌آموزان داشته باشد‌، از نقش مهمي در انتقال دانش برخوردار است. (5) امّا مي‌توان گفت كه رويكردهاي مختلفي درباره تأثير فناوري اطلاعات در حوزه تعليم و تربيت وجود دارند؛ رويكرد اول كه «اصلاح‌گرا» نام گرفته‌، بر اين باور است كه اثر فناوري‌هاي جديد بر آموزش و پرورش تدريجي بوده و اين پديده باعث مي‌شود كه آموزش به شيوه سنتي‌، تنها به گونه‌اي كارآمدتر انجام شود؛ به عبارت ديگر، ICT باعث تسريع اصلاحات در آموزش و پرورش مي‌شود‌. در كنار اين رويكرد‌، رويكرد «تحول‌گرا» مطرح است كه معتقد به تحول‌زايي ICT در آموزش و پرورش مي‌باشد و بر اين باور است كه فناوري اطلاعات و ارتباطات‌، ابزارها و حتي خط‌مشي‌ها و اهداف تعليم و تربيت را به صورت اساسي تغيير داده و متحول مي‌كند.
ويژگي مهمي كه پديده فناوري اطلاعات از آن برخوردار است، اين است كه باعث مي‌شود ارتباط انسان با انسان و همچنين انسان با محيط سهولت يافته و ارتقا يابد‌. فناوري اطلاعات به دليل تحول‌پذيري و قدرت تأثير فراواني كه در رشد آموزشي‌، فرهنگي‌، اقتصادي، امنيت ملي‌، ‌جهاني شدن و تعديل مشكلات اطلاع‌رساني سنتي دارد‌، يكي از پويا‌ترين و بحث‌انگيزترين رشته‌هاي علم و فناوري محسوب مي‌شود‌. (6) ولي اين فناوری مي‌تواند مورد سوء استفاده‌هاي فراواني هم واقع شود كه در جاي خود درباره آن سخن به ميان آمده است. اينك به بررسي مزايا و چگونگي تأثيرات مثبت اين فناوری در آموزش اشاره مي‌نماييم.

 

مزاياي استفاده از فناوري در تعليم و تربيتدر عصر كنوني استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات بايد جاي خود را در نظام تعليم و تربيت پيدا نمايد و به عنوان يك اصل مهم، در برنامه‌ريزي آموزشي و برنامه‌ريزي درسي مدارس گنجانده شود. شيوه تعليم و تربيت، در مدرسه‌ای که مبتنی بر فناوری اطلاعات است، تغییر می‌یابد و معلم به عنوان آموزش دهنده و دانش‌آموزان به عنوان یادگیرنده‌های صرف نخواهند بود؛ بلکه محتوای آموزشی به گونه‌ای طراحی و تدوین می‌شود که هر فرد با توجه به توانمندی‌هایی که دارد، بتواند از محتوای آموزشی بهره‌مند شود. (7)

مزايا و فوايد اين فناوری‌ها عبارت‌اند از:
1. تأثير در برنامه‌ريزي درسياز مهم‌ترين مزايا و پيامدهاي فناوري اطلاعات، در امر برنامه‌ريزي درسي قابل مشاهد مي‌باشد. برنامه‌ريزی، يعني: «تجربيات آموختني و نتايج مورد نظر به صورت طرح‌ريزي و هدايت شده كه از طريق بازسازي منطقي معرفت و تجربه، به منظور رشد دايمي يادگيرنده در زمينه شخصي و اجتماعي، تحت نظارت مدرسه تدوين شده است». همچنین در جای دیگر آمده است: «محتوا و جريان رسمي و غيررسمي كه از طريق آن، فراگير، معلومات و روش فهميدن را تحت نظارت مدرسه كسب مي‌كند، مهارت‌ها را فرا مي‌گيرد و نگرش، ارزش‌گذاري و ارزش‌ها را تغيير مي‌دهد». (8) به جرأت مي‌توان گفت اگر مقوله برنامه‌ريزي درسي با فناوري‌هاي نوين تلفيق شود، گام مهمي در رسيدن به اهداف آموزش و پرورش برداشته خواهد شد و آثار ذيل را به دنبال دارد:
1. امكان بهره‌گيري از يك برنامه درسي تلفيقي را فراهم مي‌آورد‌: منظور از برنامه درسي تلفيقي، برنامه‌اي است كه فرصت لازم براي يادگيري تلفيقي يا مطالعه تلفيقي توسط آن فراهم مي‌شود‌. در برنامه درسي تلفيقي، ديوارهاي بلند و مستحكم ميان موضوعات و مواد درسي در رشته‌هاي مختلف كوتاه‌تر و منعطف‌تر مي‌گردد‌. اين نوع برنامه، بيش از آن‌كه بخواهد دانش معيني را به دانش‌آموزان القا كند‌، به دنبال فراهم كردن زمينه‌هاي لازم براي شكوفايي قابليت‌هاي فردي دانش‌آموزان و گسترش تجربه‌هاي شخصي و مستقل آن‌ها مي‌باشد‌.
2. ميزان اهميت و اعتبار محتواي برنامه درسي را افزايش مي‌دهد‌: گسترش روزافزون دانش در عصري كه تحت عنوان «انفجار دانش» ناميده شده، سبب گرديده تا در هر لحظه نظريه‌هاي علمي جديدتري مطرح شود كه نسبت به دانش قبلي از اعتبار بيشتري برخوردارند‌. بنابراين، بهره‌گيري از علوم و دانش‌ روز كه به واسطه فناوري‌هاي اطلاعات و ارتباطات صورت مي‌پذيرد‌، باعث مي‌شود كه محتواي برنامه درسي به گونه‌اي تنظيم شود كه از درجه اعتبار و اهميت بهره‌مند باشد‌.
3. افزايش ميزان علاقه‌مندي فراگيران را به همراه دارد‌:‌ برنامه درسي كه بر اساس نيازهاي واقعي فراگيران تعيين شده، به گونه‌اي وافر‌،‌ علاقه آن‌ها را در جهت يادگيري بيشتر افزايش مي‌دهد‌. فناوري‌هاي جديد‌، به دليل متنوع بودن و برخورداري از حجم بالاي اطلاعات‌،‌ مي‌توانند نيازهاي گوناگون فراگيران را تحت پوشش قرار داده و باعث افزايش علاقه‌مندي آنان به محتواي برنامه درسي گردند‌.
4. ارائه دانش با ساختاري مناسب‌: بهره‌گيري از فناوري اطلاعات و ارتباطات در تنظيم برنامه درسي‌،‌ اين امكان را فراهم مي‌كند كه بتوان اطلاعات‌، مفاهيم و اصول محتواي مورد يادگيري را به گونه‌اي در اختيار فراگيران قرار داد كه آن‌ها اطلاعات علمي مورد نظر خود را در حد مناسب در اختيار داشته باشند؛ به عبارت ديگر، فناوري‌هاي جديد باعث مي‌شوند كه محتواي غني از دانش مورد يادگيري در برنامه درسي‌، در اختيار فراگيران قرار گيرد‌.
5. ميزان سودمندي برنامه درسي را افزايش مي‌دهد‌: ميزان كارايي و كاربرد برنامه درسي، در حقيقت‌،‌ سودمندي آن برنامه را مشخص مي‌كند‌. برنامه درسي‌اي كه بتواند دانش و مهارت‌هاي به‏روز و اساسي فراگيران را جهت كسب مشاغل آينده فراهم كند‌، يا آنان را در مهارت‌آموزي ياري كند، قطعاً از سودمندي بيشتري برخوردار است‌.
6. افزايش ميزان يادگيري فراگيران را به همراه دارد‌: برنامه درسي كه متناسب با رشد ذهني‌، جسمي‌، رواني يا عاطفي فراگيران تنظيم شده و در آن به تفاوت‌هاي فردي فراگيران توجه گرديده‌، مي‌تواند موجب افزايش يادگيري فردي فراگيران شود‌. به كمك فناوري‌هاي جديد مي‌توان محتواي برنامه درسي را متناسب با ويژگي‌هاي فردي فراگيران تنظيم كرد‌ و از اين طريق، باعث افزايش ميزان يادگيري آن‌ها شد‌.
7. فناوري‌هاي اطلاعات و ارتباطات‌،‌ انعطاف‌پذيري برنامه درسي را موجب مي‌شود‌: محتواي برنامه درسي بايد به گونه‌اي باشد كه فراگيران بتوانند بر اساس مهارت‌هاي مورد علاقه خود، به‌آساني در مسير كسب دانش گام بردارند‌. محتواي برنامه درسي كه در آن انواعي از امكانات به گونه‌اي استفاده شود كه باعث افزايش انگيزه و توانايي فراگيران شود‌، بسيار مهم است‌. فناوري‌هاي جديد باعث مي‌شوند كه برنامه درسي از قدرت انعطاف‌پذيري مناسب برخوردار بوده و بتواند انگيزه و توجه تمام فراگيران را جهت يادگيري محتواي مورد آموزش جلب نمايد‌. (9)


2. تحول در يادگيريیادگیری، یکی از مؤلفه‌هایی است که فناوری اطلاعات و ارتباطات می‌تواند نقش بسزایی در اثربخشی و افزایش آن داشته باشد. از همین رو، یادگیری هنگامی اثربخش‌تر و کارآتر می‌شود که یادگیرنده در بافت واقعی و زمینه موضوعی که قرار است تدریس شود، قرار گیرد و از دیگر سو، فرآیند یادگیری هنگامی افزایش چشمگیری پیدا می‌کند که با تار و پود حل مسأله‌ در ارتباط باشد. کلاس‌های آموزشی سنتی، دارای اثربخشی چندانی نیستند؛ زیرا وابسته به زمان و مکان خاص‌اند و نمی‌توانند بافت واقعی و مناسبي را برای یادگیری فراهم آورند. متن‌های چاپی نیز به سبب محدودیت‌های خاص که چیزی بیش از متن، تصویر و طرح خطی نیستند، مشکل‌آفرین‌اند. (10) اما تعاریف مختلفی برای یادگیری بیان شده است که یکی از تعریف‌های نسبتاً جامع را می‌توان چنین بیان کرد که يادگيري، عبارت است از يك تغيير پر دوام در رفتار، يا در ظرفيت رفتار در يك موقعيت معين، كه ناشي از تمرين يا ساير گونه‌هاي تجربه است. همچنین آن را تغييرات نسبتاً دائمي در ارتباط‌هاي ذهني از طريق تجربه» نيز معنا كرده‌اند. (11)
پروژه‌های مطالعاتی در زمینه اثر فناوری اطلاعات در یادگیری، بیان کننده این واقعیت است که از زمان ورود این فناوری به حوزه آموزش، انگیزه افراد در فراگیری افزایش یافته است‌. در برخی زمینه‌ها و برای افرادی که پيش‌تر به طور مستمر تجربه شکست در یادگیری داشته‌اند، این معنا می‌تواند باب جدیدی بگشاید‌. تحقیقات نشان می‌دهد که با ورود فناوری اطلاعات، آموزش گیرندگان می‌توانند كارآمدتر، چالش‌پذیرتر و مطمئن‌تر از قبل باشند. هر چقدر فناوری موجب دسترسی آسان‌تر آموزش گیرندگان به مواد درسی ارائه شده قبلی مربیان شود، نقش مربیان از یک «منبع مطالب علمی» به یک «مدیر ناظر بر فرایند یادگیری» تغییر می‌یابد. (12) همچنين در مطالعات ديگر، نتايج نشان‌دهنده اين مسأله‌ است كه معلمان ماهر در کاربرد فناوری اطلاعات بهتر می‌توانند دانش‌‌آموزان را در یادگیری هدایت کنند. حل مسأله‌ و مهارت‌های سطح بالای تفکر، تفسیر و تحلیل اطلاعات، مدیریت زمان و توانایی اولویت‌بندی مهارت‌ها، در فضای اطلاعاتی و جامعه جهانی مبتنی بر اطلاعات توسعه می‌یابد و این منوط به این است که معلمان و دانش‌آموزان بتوانند به شكل مؤثر و اصولی از فناوری استفاده کنند. (13) محيط آموزشي در صورت مجهز بودن به فناوري‌هاي آموزشي مي‌تواند نقشي اساسي را در پيشرفت آن ايفا نمايد. محيط ممكن است فيزيكي باشد، مانند: نور، هوا، تجهيزات و امكانات آموزشي. طبيعي است كه هر چه امكانات آموزشي براي فرد بيشتر فراهم شود، يادگيري بهتر صورت خواهد گرفت. در مدرسه‌اي كه داراي فضاي مناسب، كتابخانه و منابع مختلف علمي است، يادگيري شاگردان در مقايسه با يادگيري شاگردان مدرسه‌اي كه داراي فضاي مناسب نيست و در آن جز كتاب درسي منابع ديگري يافت نمي‌شود، بسيار متفاوت خواهد بود. (14)

3. ايجاد انگيزههر معلمي به اين مسأله‌ كاملاً واقف است كه براي اجراي يك تدريس موفق و دريافت بازخورد مناسب، بايد براي يادگيرنده ايجاد انگيزه نمايد تا يادگيرنده با توجه و علاقه بيشتري به فراگيري درس بپردازد. فناوري اطلاعات، كاربرد انكارناپذير و مؤثري را در اين زمينه دارد و مي‌تواند انگيزه‌اي دو چندان در ميان دانش‌آموزان ايجاد نمايد. يادگيري، معلول انگيزه‌هاي متفاوتي است. يكي از اين انگيزه‌ها كه نقش مهمي در جريان يادگيري دارد، ميل و رغبت شاگرد به آموختن است. رغبت، محركي است كه نيروي فعاليت را افزايش مي‌دهد. براي اينكه شاگردان در ضمن يادگيري فعال باشد، بايد به موضوعي كه مي‌خواهند فرابگيرند، علاقه‌مند باشند. (15) فناوري اطلاعات اين امكان را به معلم مي‌دهد كه با طرح‌هاي ابتكاري هيجان‌آور، دانش‌آموزان را به فعاليت بيشتر در بحث درسي و نيز روش بارش مغزي وادار نمايند تا زمينه علاقه به يادگيري در آنان بيشتر شود.

4. ايجاد نشاطيكي از مسأله‌‌هايي كه دانش‌آموزان را در سبك‌هاي تعليم و تربيت سنتي از درس و مدرسه دلسرد و فراري مي‌كرد، خشك و بي‌روح بودن كلاس‌ها و نبودن تنوع در كلاس درس بود؛ اما اينك مي‌توان با به كارگيري فناوري اطلاعات در كلاس‌هاي درس شور و نشاط و هيجان، و از همه مهم‌تر، تنوع را در كلاس به وجود آورده و روحيه‌اي شاد را در ميان دانش‌آموزان حكم‌فرما نمود تا يادگيرندگان متوجه گذر زمان نشوند. با فناوري اطلاعات مي‌توان تدريس را به صورت‌هاي مختلف و با تصاوير و بازي‌هاي مختلف سامان داد.

5. ايجاد نظم در كلاس و كلاس‌دارياداره كلاس و نظم در تدريس، بسيار حائز اهميت است و از گذشته‌هاي دور نيز به عنوان يكي از مسئوليت‌هاي اساسي معلم به شمار مي‌آمد. مهارت‌هاي اداره كلاس و چگونگي تدريس معلم، بر رفتار و احساس و تفكر و يادگيري‌هاي شاگردان تأثير اساسي مي‌گذارد و كار معلم نيز از اين طريق ارزيابي مي‌شود. تحقيقات نشان مي‌دهد كه نه فقط شاگردان و والدين و مديران و ديگر كساني كه با محيط آموزشي سر و كار دارند، از چگونگي اداره كلاس و تدريس معلم تأثير مي‌پذيرند، بلكه كلاس‌داري و تدريس معلم در خودپنداره شغلي و رضايت از كار وي نيز تأثير مي‌گذارد.
استعاره‌هايي كه شاگردان در مورد كلاس درس به كار مي‌برند، از قبيل: زندان، قفس، خانه دوم، فضاي يادگيري، محيط دوستي و مسئوليت و... حاكي از آن است كه معلم چه نقشي در كلاس دارد و كار تدريس خود را چگونه سازماندهي و اداره مي‌كند. استعاره‌هايي كه خود معلمان نيز درباره كلاس درس و مدرسه و شغل خويش به كار مي‌گيرند، بيانگر چگونگي عمل آنان است. در بسياري از كلاس‌ها، معلمان سعي مي‌كنند دستور عمل‌هايي را به عنوان روش اداره كلاس به شاگردان بدهند و انتظار دارند كه شاگردان نيز از آن خواسته‌ها و انتظارات پيروي كنند. در برخي از كلاس‌ها نيز مي‌بينيم كه معلم به عنوان راهنما و آسان كننده يادگيري عمل مي‌كند. همچنين در بعضي از كلاس‌ها شاهد اشتراك مساعي و همكاري جمعي معلم و شاگردان هستيم. پژوهش‌ها نشان مي‌دهد كه در كلاس‌هاي نوع اول (كلاس‌هاي معلم‌مدار)، شاگردان به يادگيري دانش‌هاي موجود در كتاب‌ها دست مي‌يابند؛ اما در كلاس‌هاي نوع دوم، يعني در كلاس‌هايي كه مبتني بر روابط متقابل و حركت جمعي است، شاگردان قادر مي‌شوند كه به ساختن دانش در ذهن خويش دست يابند. (16) فناوري اطلاعات مي‌تواند كمك‌ شاياني به معلم در اداره مطلوب كلاس نمايد؛ به اين صورت كه هنگامي كه معلم و شاگردان از اين فناوري‌ها در جهت بحث‌هاي درسي و نيز ايجاد انگيزه استفاده مي‌كنند، باعث مي‌شود كلاس به خودي خود آرام و به دور از هرج و مرج گردد و تمركز فكري دانش‌آموز نيز بيشتر معطوف به درس خواهد شد.

6. بهبود در روش‌ها و فنون تدريسبدون شك، نيروي انساني و به‌ويژه معلم، از مهم‌ترين عوامل تشكيل دهنده محيط‌هاي آموزشي است و در اين ميان، نگرش و روش تدريس معلم در فرايند فعاليت‌هاي آموزشي و در نهايت، تأثير آن در روند يادگيري، حائز اهميت است.
تأثير موقعيت و امكانات مناسب، بر هيچ فردي پوشيده نيست؛ اما امكانات و تجهيزات، بدون وجود معلم كارآيي لازم را نخواهد داشت. معلم با شناخت امكانات به تجهيز مناسب محيط آموزشي مي‌پردازد، محيط و امكانات آموزشي را سازماندهي مي‌كند، موقعيت آموزشي مناسب را به وجود مي‌آورد و با شناخت استعداد، علايق و توانايي شاگردان، آنان را در طريق صحيح يادگيري هدايت مي‌كند؛ البته چنين نقشي، به دانش و اعتقادات معلم بستگي دارد. (17) فناوري اطلاعات اين امكان را به معلم مي‌دهد كه روش‌هاي متنوعي را براي ارائه درس به كار گيرد تا ياددهي ـ يادگيري به شيوه مناسبي به انجام برسد؛ به عنوان مثال، معلم مي‌تواند از طريق بازي‌هاي رايانه‌اي مخصوص و يا تصاوير رايانه‌اي و... بحث درسي را به يادگيرنده انتقال دهد و منجر به يادگيري او شود.

7. ايجاد همكاري و افزايش روحيه اجتماعي در دانش‌آموزانيكي از مسائلي كه در مدرسه و كلاس درس مورد تأكيد نظام آموزشي مي‌باشد، بحث كارهاي گروهي و ايجاد روحيه اجتماعي در دانش‌آموزان است. پژوهشگران معتقدند که استفاده از ابزارهای دیجیتالی همچون رايانه، می‌تواند به درک کودک از خود و جامعه‌پذیری وی کمک کند؛ به طوري که استفاده از شبکه رايانه‌ای در مدارس، منجر به آسان‌سازي تعاملات گروهی، همکاری و شکل‌گیری روابط اجتماعی شده است. به همین دلیل، یکی از مباحثی که مدافعان توسعه فناوری اطلاعات در آموزش و پرورش مطرح می‌کنند، آن است که از این طریق می‌توان فرصت‌های برابر آموزشی را برای طبقات مختلف جامعه، به ویژه طبقات محروم، فراهم آورد. (18)‌ به کارگیری فناوری اطلاعات توسط دانش‌آموزان به صورت دونفره، گروهی یا کلاسی (مثلاً استفاده از وایت‌برد تعاملی)، معلمان را قادر می‌سازد تا از طریق گوش دادن به توضیحات دانش‌آموزان، بازخوردهای فراوانی را به دست آورند. از این نکته، معلمان می‌توانند دید عمیق‌تری را از پیشرفت دانش‌آموزان و شناخت آن‌ها به دست آورند. مشارکت دانش‌آموزان به صورت دونفره یا تیمی در استفاده از منابع فناوری اطلاعات، در موضوعات خاص باعث می‌شود آنان بتوانند فهم یکدیگر را از یادگیری به چالش بکشند و از طریق مشارکت، مطالب بیشتری را فراگیرند. (19)

8. شكوفا شدن استعداد دانش‌آموزاناز ديگر مزاياي اين بحث مي‌تواند بروز و كشف و در ادامه، شكوفا شدن استعدادهاي نهفته دانش‌آموزان باشد. هنگامي كه در كلاس، فضاي شور و هيجان و بحث‌هاي گروهي به جهت استفاده از فناوري‌هاي روز در تدريس به اوج خود مي‌رسد، دانش‌آموزان مي‌توانند توانايي‌ها و قابليت‌هاي خويش را كه شايد خود از آن‌ها باخبر نبودند، بروز داده و با راهنمايي‌هاي معلم به پرورش آن‌ها اقدام نمايند.

9. ايجاد روحيه پژوهشهنگامي كه معلم در زمان تدريس از اينترنت، پايگاه‌هاي اينترنتي مناسب و نيز نرم‌افزارهاي آموزشي مفيد استفاده مي‌نمايد و در وقت تدريس نيز از مسائل علمي و تصاوير و مقالات روز دنيا بهره مي‌برد و جذابيت‌هاي لازم را نيز به آن مي‌افزايد، مي‌تواند انگيزه لازم را براي تحقيق بيشتر در مورد مطلب تدريس شده به دانش‌آموز القا نمايد؛ تنها به اين شرط كه تمام درس را به صورت آماده تحويل دانش‌آموز ندهد و مقداري از درس را نيز به عنوان تحقيق به عهده خود آنان قرار دهد. جذابيت اين كار، باعث مي‌شود كه دانش‌آموزان از همان ابتدا از روحيه تحقيق و كاوش علمي برخوردار شوند.

10. بازخورد سريعيكي از مسائلي كه در تدريس بسيار قابل توجه مي‌باشد، اين است كه هم معلم و هم دانش‌آموز بازخورد عمل خويش را در كم‌ترين زمان متوجه شوند. چند سالی است که طرح روش ارزشیابی به صورت توصیفی در مدارس ابتدایی اجرا می‌شود و یکی از مهم‌ترین بحث‌های آن، بحث ارائه بازخورد به دانش‌آموز است که این فناوری‌ها می‌تواند نقش بسزایی را در این امر داشته باشد. اگر دانش‌آموز و معلم بازخورد عمل و تدریس خود را به‌سرعت دریافت کنند، می‌توانند برای برنامه‌های بعدی برنامه‌ریزی دقیق‌تری را انجام دهند و در امر یادگیری ـ یاددهی پیشرفت قابل ملاحظه‌ای را داشته باشند.

11. كاهش اضطراب يكي ديگر از مزاياي اين فناوري‌ها در امر تعليم و تربيت، كاهش اضطراب دانش‌آموزان و افزايش ميزان علاقه‌مندي آنان به درس، مدرسه و علم مي‌باشد. اين فناوري‌ها به دليل قابليت‌هايي كه در ايجاد انگيزه دارند، مي‌توانند عامل مؤثري در كاهش اضطراب در دانش‌آموزان به شمار آيند.

شعر زیبای فردوسی در مورد ◇علم و دانش◇

 

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

 

○ز دانش بود جان و دل را فروغ○
○نگر تا نگردی به گرد دروغ○
○سخنگوی چون بر گشاید سخن○
○بمان تا بگوید تو تندی مکن○

🤩💜☘

(( اهمیت تدریس در آموزش ابتدایی ))

♤به نام خالق پیداوپنهان     که پیدا و نهان داند به یکسان♤

چکیده 

در این مقاله به بررسی اهمیت تدریس در آموزش ابتدایی می پردازیم. آموزش ابتدایی به عنوان اولین مرحله آموزش همگانی مطرح است ؛ البته آموزش پیش دبستانی به علت کمبود امکانات ، همگانی نمی باشد . از آنجا که برخی از خانواده ها ، از امکانات کافی مادی و فرهنگی برای آموزش محروم می باشند ، آموزش ابتدایی موجب کاهش نابرابری های فرهنگی می گردد.

آموزش ابتدایی ،کودکان را برای مقاطع بالاتر آماده می کند وچنانچه ازنظر کمی وکیفی در سطح بالاتری ارائه شود،افت تحصیلی وترک تحصیل درمقاطع بعدی ،کمتر می شود .

اگرآموزش ابتدایی درسطح گسترده ای صورت بگیرد و اکثریت یا تمام کودکان واجب التعلیم ایرانی را تحت پوشش قرار بدهد ، می تواند بی سوادی را در کشور ریشه کن کند.

هدف عمده آموزش دوران ابتدایی ،پرورش استعدادها و قابلیت های بالقوه کودکان می باشد؛ لذا این آموزش ها درتمام دنیا تحت عنوان آموزش های عمومی درنظر گرفته می شود .

آموزش وپرورش در دوره ابتدایی زیر بنای توسعه است چون آموزش و پرورش ،کودکان را به عنوان نیروهای آینده تربیت می کند.

در دوره ی  ابتدایی یادگیری شیوه ی عمل و یادگیری روش بسیار مهم است ،مثل یادگیری روش اندیشیدن ،روش برقراری ارتباط …

بعد روان شناختی آموزش نیز اهمیت بالایی دارد . روح کودک ظریف است وآسیب پذیراست وباید به علاقه ها ،نیازهای روحیه ی اودرتعیین روش تدریس توجه شود .

کنجکاوی کودک امکان وفرصت بسیارمناسبی برای رشد فراهم می کند.

آموزش و پرورش دردوره ی ابتدایی شدیدا آسیب پذیراست و نیزآمیخته ای ازفرصت ها وتهدید است که درزمان مناسب باید ازاین فرصت ها استفاده کرد وبه تهدیدها نیزتوجه داشت.

 

مقدمه

لحظه ای تامل کنیم و بیندیشیم . نطفه ای که یک یاخته بارور شده بیش نیست در نه ماه به موجودی تبدیل می شود به پیچیدگی نوزاد یک انسان ، واین نوزاد در کمتر از پنج سال به ۸۰ درصد رشد نهایی خود می رسد . شاید بگویید: این که چیزی نیست ، نوزاد گربه مسیر اول را در سه ماه و مسیر دوم را در کمتر از یک ماه طی می کند . جواب این است : آن هم شگفت آور است ، ولی در مورد انسان نکته اینجاست که هوش ،استعداد ،خلق وخو ،شخصیت ،قدرتها و مهارتها در این دوره شکل می گیرد و رشد بعدی بیشتری در جهت کمی است تا کیفی .

بی دلیل نیست که تحقیقات روانشناسی در سالهای اخیر بیشتر در زمینه این مرحله از زندگی انسان انجام شده است و محققان ثابت کرده اند که منش و هوش ، تا آن درجه که در قدیم فکر می کرده اند ،ذاتی و ارثی نیست ،بلکه شدیداً متاثر از شرایط محیط است .هر قدر محیط نشو و نمای کودک متعادلتر،آگاهانه تر، غنی و در جهت شکوفایی کامل او باشد ،هوش کودک بیشتر و خلق و خوی او متعادلتر است و بحرانهای کودک در مراحل مختلف رشد خفیف ترند. بر همین پایه تعلیم و تربیت دوره پیش از دبستان و آموزش رسمی درزمان ما اهمیت دیگر یافته است و در همه کشورها کم و بیش به توسعه ی آن توجه کرده اند و به تربیت مربیان آگاه و ورزیده پرداخته اند .

یافته ها:

در کشور ما نیز چنین است :

در زمانی که روانشناسان به اهمیت دوران نخستین کودکی از نظر رشد روانی پی می بردند

 ،علمای تعلیم و تربیت به یقین دریافتند

که اثرات منفی آموزش تحمیلی بسته و یکنواخت در مدارس در حدی است که استعداد ها و قدرتها را از بین می برد.

نقش مدرسه به هیچ وجه این نیست که نوارهای ضبط صوت تولید کند ،

بلکه بزرگترین وظیفه آن پرورش و توسعه قدرت

تفکر و خلاقیت و تواناییها و مهارتهای یادگیری در

انسان است .

ولی این تواناییها و مهارتهای یادگیری چه هستند و

چگونه باید پرورش و توسعه یابند؟ پاسخ به این

پرسش را مشاهده و تجربه دقیق رفتاری کودکان

خردسال در اختیار روانشناسانی چون گزل ،پیاژه

،والون و دیگران گذاشت . اینان در وهله ی اول ثابت

کردند که کودک لوحه ی سفیدی نیست که در مدرسه

هر چه به او بیاموزند بر لوحه ضمیرش نقش بندد ،

بلکه کودک به طور طبیعی طی مراحل رشد از راه

مشاهده و اکتشاف و تجربه و عمل می آموزد و

دنیایش گسترش و عمق می یابد.

 

 

*حد یادگیری هر کودک خود اوست .

گر چه در مجموع روانشناسی رشد توانسته است

خاصه های مراحل مختلف را به طور کلی تعیین کند ،

ولی اختلافات فردی و محیطی آنچنان است که آهنگ رشد هر کودک مختص اوست

و مراحل حساس یادگیری او چنین است .

*زمان و نیرویی که کودک برای یادگیری آنچه خود بدان رغبت دارد واز راه انجام دادن و فعالیت می آموزد به مراتب کمتر از زمان و نیرویی است که برای آموزش برنامه تحمیلی لازم است .

*آموزش هرگز یک جنبه ندارد ، بلکه همواره جنبه عقلانی ،عاطفی ،اجتماعی و جسمی تواماً عمل می کنند و هرآموزشی پرورش است و بلعکس هر پرورشی آموزش ،و این دو دو روی یک سکه هستند و جدایی ناپذیر.

*کودک همواره در حال فعل وانفعال با محیط و آموختن است بنابراین ،هر چه محیط غنی تر و مناسبتر و روابط بین افراد در آن صمیمانه تر باشد ،برداشت کودک از محیط بیشتر است . این اصول دست اندرکاران تربیت ،یعنی مربیان و معلمان ،را به چند نتیجه مهم رسانده است.

معلمان زیرک و باهوشی باشیم

تدریس فقط به معلم اختصاص ندارد ، دانش آموزان نیز در آن شرکت دارند . برخی از معلمان خود را فردی برگزیده و دانش آموزان را ظرف های خالی می پندارند و نقش خود را انتقال اطلاعات به آنها می دانند . ویلیام راندو که مدت پانزده سال است که در دانشگاه یال به معلمان درس می دهد ،می گوید : بهترین معلمان ،آنهایی هستند که خود را راهنما می دانند و دانسته های خود را به شراکت می گذارند .همچنین می دانند که محور اصلی یادگیری آنها نیستند بلکه دانش آموزان هستند .

شناخت مخاطبان امری ضروری است : این کافی نیست که معلمان فقط به مطالب درسی تسلط داشته باشند ،لازم است افرادی را که به آنها تدریس می کنند ،نیز بشناسند و از استعدادها ،نیازها و تجربیات قبلی آنها آگاهی یابند .در غیر این صورت ،چگونه مطمئن خواهند شد که آنها از قبل چه  چیزی می دانند و لازم است چه چیزی را یاد بگیرند ؟ راندو می گوید :من همیشه به دانشجو-معلمان خود می گویم ،فرض کنید که شخصی تلفن می زند و می گوید من می خواهم به دانشگاه یال بیایم ،اولین سوالی که مجبورید از او بپرسید این است که :شما هم اکنون کجا هستید ؟ باید بدانید که آن شخص از کجا شروع کرده است تا بتوانید او را برای رسیدن به مقصد کمک کنید .این نکته ی واضحی است ،ولی ما به عنوان یک معلم گاهی اوقات کار خود را شروع می کنیم ،بدون اینکه از دانش آموزان خود بپرسیم ،در کجا هستید و از کجا شروع کرده اید ؟

محیط امن قدرت خطرپذیری افراد را بالا می برد :میشل فورمن که در دبیرستان میدل بری در ورمونت مطالعات اجتماعی درس می دهد ،می گوید :خطرپذیری لازمه ی یادگیری است . دانش آموزان باید به آنچه نمی دانند واقف شوند و در مورد آنچه تصور می کنند که می دانند ،دوباره فکر کنند .این امر می تواند برای هر کسی موقعیتی ناآرام یا حتی نگران کننده به وجود آورد .کمی گرمی و محبت می تواند این نگرانی ها کاهش دهد .قرار دادن یک مبل کوچل یا چند صندلی راحتی در گوشه ی کلاس برای استراحت بچه های خسته با تزئین کلاس با آثار دانش آموزان ،به محیط یادگیری از نظر عاطفی ،ذهنی و روان شناختی امنیت می بخشد .

دانش آموزان باید به یادگیری احساس نیاز کنند :

تدریس به بزرگسالان باعث شده است که تام مک کارتی ،مدیر خدمات مشاوره ای دانشگاه موتورولا ارزش این مثل قدیمی را درک کند که :هر گاه دانش آموز آماده شد ،معلم ظاهر می شود . برخی از افراد که در کارگاه آمادگی برای پیشرفت حظورمی یابند ،اصلاً آماده نیستند ،زیرا خود را نیازمند به پیشرفت نمی دانند ،آنها شکاف بین موقعیت فعلی خود و موقعیتی را که باید در آنجا باشند حس نمی کنند .یکی از اهداف اولیه مک کارتی شناساندن این شکاف به آنهاست .

وضوح مطالب به یادگیری کمک می کند :

یکی دیگر از ویژگی های اصلی یک معلم عالی ،توانایی تفکیف ایده های پیچیده به اجزائی کوچکتر و قابل فهم تر است . گری کرتیس مدیر اجرایی ارتباطات داخلی جنرال موتور می گوید :مهمترین مبحثی که مدیران با آن مواجه هستند ،این است که آیا افراد دیگر آن ها را درک می کنند یا نه ؟ در هر زمینه ای که صحبت می کنید مخاطبان شما باید به اصل قضیه پی ببرند .یعنی بدانند سازمان می خواهد به کدام سو برود ،چرا این تغییرات صورت می گیرد و شما چگونه کار و فکر می کنید .در غیر این صورت ،فرصت های جدید و همکاری مخاطبان خود را از دست خواهید داد.

هنر تدریس کردن :

تدریس هنری است که هر کسی ممکن است نتواند از چنین هنری بهره ای کافی داشته باشد ،پیاژه در خصوص اهمیت تعلیم و تربیت و فن معلمی می گوید ،آنجا که علم و هنر به یکدیگر پیوند می خورد ،به کار بردن بهترین روشها دشوارترین کارهاست مانند پزشکی و تعلیم و تربیت.

امانوئل کانت ،فیلسوف مشهور آلمانی نیز که تفکرات او را به عنوان نقطه ی عطفی در تاریخ اندیشه های فلسفی غرب به شمار می آورند می گوید :در بین صناعات بشر دو صنعت از همه مهمتر است ،یکی حکومت و دیگری تعلیم و تربیت .

 شواهد و بررسی های نوین پژوهشی نشان می دهد که اگر خواهان بهبود یادگیری دانش آموزان و ارتقاء عملکرد نظام آموزشی در نیل به اهداف متعالی آن هستیم، باید نسبت به اشاعه و کاربرد روش های جدید تعلیم و تربیت و تدریس در مدارس کشور اقدام نمود. آموزشی است.

در تمدن و فرهنگ های مختلف از دیرباز از آن زمان که مسئله تربیت نسل جدید مطرح بوده است، مسئله انتخاب روش تدریس نیز وجود داشته است. امروزه در حوزه تعلیم و تربیت و آموزش فراگیران، بحث روش های تدریس یکی از چالش های معلمان محسوب می شود و بکارگیری روش تدریس مناسب با هر ماده درسی از اهمیت خاصی برخوردار است. به عبارت دیگر، یکی از مسائل اساسی که در حال حاضر نظام های آموزشی با آن روبرو است، بحث ایجاد نوآوری و تغییر در روش های تدریس است که می تواند در متناسب سازی محتوا و روش های آموزشی با زندگی دوره بزرگسالی نقش مهمی ایفا نمایند.

شواهد و بررسی های نوین پژوهشی نشان می دهد که

اگر خواهان بهبود یادگیری دانش آموزان و ارتقاء عملکرد

نظام آموزشی در نیل به اهداف متعالی آن هستیم،

باید نسبت به اشاعه و کاربرد روش های جدید تعلیم و

تربیت و تدریس در مدارس کشور اقدام نمود.

بنابراین یکی از ضروری ترین تحولات در نظام های آموزشی،

تحول در نگرش و روش تدریس معلمان نظام آموزشی است.

با پیشرفت جوامع از طرفی و شناخت عملی انسان از طرف دیگر، اصول و روش های تدریس نیز تغییر یافتند. و دیگر مانند زمان های گذشته نیست که معلم همچون پادشاهی در کلاس درس فرمانروایی کند و دانش آموزان نیز گوش به فرمان ایشان باشند و هر روز با ترس به مدرسه بروند و شبها کابوس کتک خوردن از معلم را ببینند. امروزه دانش آموز در کلاس می تواند اظهار نظر کند و حتی می تواند با نظر معلم مخالفت کند بدون اینکه ترس از تنبیه شدن را داشته باشد. و معلمان نیز به جای اینکه به فکر راهکارهایی برای ترساندن دانش آموز باشند تا بتوانند بهتر کنترل کلاس را بدست گیرند؛ به دنبال ایجاد علایق در دانش آموز هستند تا با استفاده از آن تدریس موثرتری داشته باشند. یکی از اساسی ترین مسائل تعلیم و تربیت، توجه به شیوه های تدریس است.

اگر محتوای آموزشی با بهترین روشها تدریس نشود، کارآمد نخواهد بود، به نظر می رسد چگونگی تدریس از محتوای آن مهم تر است؛ زیرا متون آموزشی همه جا یافت می شود، اما راهبردها و شیوه های تدریس خوب می تواند تضمین کنندۀ یادگیری باشد. انتخاب روش تدریس یکی از مراحل مهم طراحی آموزشی است. معمولاً معلم بعد از انتخاب محتوا و قبل از تعیین وسیله، باید خط مشی و روش تدریس مناسب خود را انتخاب کند؛ چون خط مشی معلم و روش تدریس او چگونگی فعالیت شاگردان را برای رسیدن به هدف های آموزشی مشخص می سازد. روشهای تدریس تا آنجا در امر آموزش اهمیت دارد که گروهی از علمای تربیتی، تسلط به روشهای تدریس را مهمتر از دانش و اطلاعات علمی معلم دانسته اند. تجربه نشان داده است، معلمانی که به روشهای تدریس مسلط بوده اند، از دیگر همکاران خود که تنها به اطلاعات علمی تکیه داشته اند، موفق تر بوده اند. ناگفته پیداست که بسنده کردن صرف به دانسته های پیشین و تعصب در به کارگیری روش های سنتی به خصوص در عرصه آموزش همه مطالب و در تربیت انسان جدید، امری باطل است؛ زیرا ناکارآمدی نظام های آموزشی سنتی، کهنه و غیرفعال در محیط های جدید با توجه به پیشرفت های اخیر در زمینه تدریس، ابتدا در جوامع پیشرفته و سپس در جوامع در حال توسعه مشهود گردیده است.

نتیجه گیری:

روش های متنوعی برای تدریس وجود دارد که هر کدام برای شرایط و درس خاصی مناسب است، لذا معلم و برنامه ریز باید با توجه به هدف های آموزشی، موضوع درس، خصوصیات دانش آموزان، امکانات موجود، جو حاکم بر کلاس تعداد دانش آموزان، زمان در اختیار کلاس و ده ها مساله دیگر، مناسب ترین روش تدریس را انتخاب کند.

این سخنان بیانگر آن است که تعلیم و تربیت ضمن داشتن اهمیت کاری ظریف و پیچیده است و گفته اند :به کارهای گران مرد کاردیده ترست . آیزیر که یکی از منتقدان و صاحب نظران معروف در زمینه برنامه درسی است نیز تدریس را هنر می داند .پس اگر هنر است ،باید چنین هنری را آموخت.

فهرست منابع: 

-ایماش ، محسن ، کلاس اولی ها –تهران : سازمان انجمن اولیا و مربیان جمهوری اسلامی ایران ، ۱۳۸۷ –انتشارات سازمان انجمن اولیا و مربیان ؛ شماره ۱۲۰ .

-(احسانی ، پرنیان (۱۳۷۴ ) . انواع بازخورد اطلاعاتی برانگیزه ی درونی و عملکرد دانش آموزان کلاس پنجم دبستان . پایان نامه کارشناسی ارشد . دانشگاه تهران . دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی .

 -امینی ، محمد (۱۳۸۳ ) . الگویی برای برنامه ی درسی هنر . مجموعه ی مقالات همایش اصلاحات در آموزش و پرورش . پژوهشکده ی تعلیم و تربیت . تهران

- black,p.(2004)working in side the black box ,phi delta kappa ,September.

-سیف ، علی اکبر –روانشناسی تربیتی ، مرکز چاپ و انتشارات دانشگاه پیام نور ، چاپ چهارم آبان ۱۳۷۸ .

-ماهنامه رشد مدیریت مدرسه –شماره ۳ ، دوره ششم آذر ۸۶ -.

-ماهنامه ی رشد مدیریت مدرسه ، شماره ۶ ، دوره ی ششم اسفند ۸۶

 -میرهادی ، توران (خمارلو) .کتاب کار مربی کودک (برنامه ی کار مربی در مهد کودک و کودکستان)-{ویرایش}-تهران :آگاه

_هفت نامه شهر،نویسنده آزاده محسنی.

 

 

 

《استاد فرهیخته و فرزانه جناب آقای دکتر افشین موسوی چلک》
همه پیشرفت‌های معنوی و مادی بشر ریشه در تربیت افراد دارد که از منبع زلال ایمان، معرفت، تعهد و ایثار معلم سیراب می‌شوند.
از این منظر کشور وامدار همه استادانی است که به حق چراغ هدایت بشریت رابه تأسی از پیامبر اعظم «ص» روشن و فروزان نگاه داشته‌اند.
از حضرت علیم آرزو دارم همواره در کسوت شریف استادی با کلام نافذ و عزم راسخ و با تولید علم و دانش و پژوهش جهت آینده‌ سازان این مرز و بوم با سرافرازی برای نیل به زندگی سعادتمندانه‌ی دنیوی و رستگاری اخروی کوشا و پویا باشید.